عبد الله احمديه

80

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

كاملا پاك شده و دورهء نقاهتش كه نسبتا زياد است طى شود . - در 27 / 10 / 26 حال بيمار خوب شده بود . ديگر از خوردن روغن بادام ابا داشت . سپردم تخم و ريشه خطمى و گل پنيرك را جوشانيده و به او دهند . همچنين تنقيه از روغن زيتون 3 سير و جوش‌شيرين يك مثقال نمايند و فردا همان ريشه خطمى ، گل پنيرك و نشاسته را تنقيه كنند . - 29 / 10 / 26 اطلاع دادند پس از تنقيه ، تبى به ميزان يك عشر آمد و بعد از چند ساعت قطع شد . دستور دادم فقط همان تخم و ريشه خطمى را جوشانيده و به او دهند . ضمنا كمى نان و كره هم بخورد . آب انواع ميوه هم به صورت كمپوت به شرطى كه ترش نباشد به او بنوشانند . بروز يك جريان عصبى و شايد علتى ديگر موجب شد كه تب برگشت نمود . رفته‌رفته و روز به روز حرارت بيمار بالا مىرفت . وضعيت او را هر روز به من اطلاع مىدادند . بواسطه وجود خراش در روده و زخم معده جرئت نكردم تجويز فلوس نمايم . لذا به روش قبلى رفتار شد . يعنى روغن بادام شيرين و ريشه خطمى دادم . تب تا 40 درجه و بعد به 5 / 39 و صبح‌ها به 5 / 38 رسيد . اظهار داشتند بيمار از خوردن روغن بادام زده شده است . بجاى آن دستور استفاده از شيرخشت ( 8 ل ) را دادم . - در 6 / 11 / 26 براى بار چهارم به عيادتش رفتم . حال عمومى او خوب شده بود . درد معده بسيار كم بود و محسوس نبود . فقط توجه مريض به محل درد معطوف مىشد و انتظار بروز آن را مىكشيد . به او اطمينان دادم كه ديگر درد برگشت نخواهد نمود . دستور دادم كه تخم خطمى و تخم خبازى را كوبيده با قدرى خاكه قند غااوت سازند . بيمار از اين غااوت مقدارى به دهان ريخته و بمكد و لعاب آن را فروبرد . اين لعاب زخم را التيام داده و ورم‌ها را بر طرف مىسازد . در واقع مانند ورقه‌اى روى زخم را مىپوشاند و مانع تماس ترشى بدان محل مىگردد . بيمار هنوز كمى خراش در سينه داشت . همان شربت سابق را تجويز كردم و سپردم روزى دو آمپول 10 سانتىگرمى ويتامين C تزريق كند . ورم سيگموئيد بسيار بهتر شده بود .